مشغولیات فکری
به نام او که آرامش دهنده ی قلبهاست
این روزها همسرم شدیدا مشغول درس خوندنه و آماده میشه برای امتحان برد.
امسال تاریخ امتحان یک ماه به خاطر ماه مبارک رمضان عقب افتاده و همین باعث
شده استرسها چند برابر بشه.
منم دائما فکر میکنم به امید خدا قراره بار سفرو کی ببندیم و به کجا رهسپار شیم.
فقط اینو میدونم هر چی خدا بخواد خیره انشاالله عاقبت به خیری برای همه و ما باشه*
به امید بهترین روزها برای همه و ما*
گرفتن یاس کوچولو از شیشه
به نام او که زیبا بخش زیباییهاست*
یاس نازنینم الان دقیقا ٢ سال و ۴ ماهشه و ماشاالله برای خودش خانمی شده.
اول از همه یه خانم شیرین زبون به معنای واقعیه*مامانی خدا حفظت کنه ١٢٠ سال
زنده باشی.خانواده ی مادری و پدری خیلی دوسش دارن و مادر پدرش از ادب و نزاکت
یاس خانوم تعریف میکنن.چند روز پیش همراه خونواده ی بابایی با ماشین رفته بودیم
گردش یه دفعه ای شیشه ی یاس خانوم از پنجره توسط خودش افتاد تو خیابون مامان
یاس خانوم که بنده ی حقیر باشم از این بهانه استفاده کردم و شیشه رو برای همیشه
از گل خانوم گرفتم*گل خانومم خداییش خیلی همکاری کرد و بهانه نگرفت.روی ماهشو
میبوسم و بهش میگم مامانی از ته قلبم دوست دارم*
از خدا میخوام همیشه و همیشه سالم -برقرار -خوشحال-سربلند-با عزت و عاقبت به
خیر باشی****************

جراحی دندون عقل
سلام.
روز شنبه ١۴ فروردین مصادف با سالروز تولد همسر نازنینم تحت عمل جراحی
قرار گرفتم.تا به امروز شدیدا درد دارم و حتی گاهی شده از درد زمینارو چنگ
میزنم.خدا جون کمکم کن هر چی زودتر از این درد راحت شم*
تا به حال ٢ بار جراحیهای متفرقه شدم اینقدر زجر نکشیدم!!!
خدا جون خودت کمکم کن*
دستنوشته ی مادر به دختر نازنینش
سلام عزیز دل مامان دختر قشنگم الان دقیقا ٢ سال و ٣ ماهته.با اومدنت به زندگی من
و بابا جون حسابی مارو سرگرم شیرین زبونیات و عسل ریختنات کردی.خدا حفظت کنه
و همیشه سالم و تندرست باشی.الهی بتونیم ٣ تایی در کنار هم لحظات قشنگیرو
سپری کنیم.من و باباجون سختیای زیادیرو پشت سر گذاشتیم تا بتونیم در آرامش و
آسایش زندگی کنیم امیدواریم بتونیم پدرو مادر شایسته ای برات باشیم و نیازهای
معنوی ومادیت را در حد توان بر آورده کنیم.
عزیز دلم تو بهترین هدیه زندگی من و بابایی هستی انشاالله زیر سایه ی حق عمر
طولانی سربلند مایه ی افتخار و عزت باشی یه الگوی خوب برای اطرافیانت از لحاظ
ادب و متانت و نجابت و ملاحت در رفتار باشی و همه از داشتن شخصی چون تو بر
خود ببالن**************************
یاس سپیدم خیلی دوست دارم مامانی و خدارو به خاطر داشتن تو روزی هزاران
بار سپاس میگویم.
دوستدار همیشه گی ات
مامان مصی*
دندون عقل
وای خدا جونم چه دردی دارم چه جراحیه خفنی بود!
هیچی نمیتونم بگم فقط دارم از درد نابود میشم از درد زایمان بدتره!
خدا جون شکر که به خیر گذشت*سپاسگذارم*
دخترک کوچولوی مامان
به نام او که شفا دهنده است.
سلام عزیز دل مامان قربون شکل ماهت بشم ناز دختر من آرزوی هر شب و روز من گل
مامان نبینم تب کنی بی تاب بشی.انشاالله هر چی زودتر خوب بشی دوباره سالم و
سر حال بشی قربون چشمات برم که مهربونی ازش میباره.زیر سایه ی آقا امام زمان
صد و بیست ساله بشی*
مامانی هفده ساعت مونده تا سال جدید پیشاپیش بهت تبریک میگم.امیدوارم در سال
جدید من و تو و بابا جون بیشتر کنار هم باشیم و هیچوقت مریض نشیم*
دوستدار همیشگی ات
مامان مصی*
شلوغی بیش از حد جمعیت در پایتخت
به نام هستی بخش عالم
روز به روز جمعیت تهران زیاد و زیادتر میشه و نفس کشیدن سختتر*
خدا بهمون رحم کنه و مارو از این وضعیت قرمز نجات بده.
خیلی دلم میخواد شرایطش جور بشه و برای همیشه از تهران بریم.
یه شهر دیگرو برای زندگی انتخاب کنیم.کمتر از یکسال دیگه خانواده ی کوچک و دوست
داشتنی من برای طرح همسرم عازم شهرستان میشوند نمیدونم کجا ولی امیدوارم
خوب باشه و بتونیم از دور بودن پایتخت که مملو از دود-کثافت و نا آرامیست لذت ببریم*
خدای مهربون
به نام آنکه هر چه دارم از اوست.
این روزها برام فوق العاده سخته.نبود همسرم ناراحتم میکنه و از این مسئله رنج میبرم
اما با وجود دختر عزیزم که حسابی منو به خودش مشغول کرده نبود او را کمتر حس
میکنم.همیشه یه بغضی ته گلومه ولی توکل به خدا انشالله به زودی زود همه چی
به حالت نرمال برمیگرده و ما سه نفر کنار هم گذران زندگی میکنیم.
از خدای مهربون به خاطر تمام الطافش سپاسگذارم.به خاطر گل قشنگی که بهم هدیه
کرد.امیدوارم قدرشو بدونم و لیاقتشو داشته باشم درست بپرورونمش.
و بعد از او ممنونم که مرا با پزشکی زحمت کش همراه نمود.
و باز هم ممنونم که این روزهای تنهایی رو در کنار خانوادم سپری میکنم.
و در آخر از او میخواهم که به همسرم توان بده تا این روزهای سختو بگذرونه و با رتبه ی
عالی در امتحان برد موفق بشه.و از او میخواهم همیشه در همه حال با همسرم همراه
و همدل باشم.آمین یا رب العالمین
طرح یک ماهه ی همسرم
به نام او که هر لحظه هر جا با ماست*
همسر عزیزم اول آذر عازم چابهار شد برای گذراندن طرح یک ماهه*
برای هر سه ی ما سخته ولی من از اینکه همسرم پزشکه بسیار خرسندم و خداوند را
شکر میکنم.عزیزم همیشه بهت گفتم تمام سختیهای زندگی فدای حرفه ی نازنینت.
میدونم خیلی سخته کم همدیگرو میبینیم.مخصوصا که امسال سال آخر رزیدنتیته و
امتحان برد داری.خدا بهت توان بده تا بتونی بهترین و با سواد ترین باشی.
هر وقت در خلوت خودم به این فکر میکنم که بیمار دردمندیرو نجات میدی بیش از پیش
بهت افتخار میکنم*از خدا میخوام بهت عمر طولانی و سلامتی بده و دستات روز به روز
پر توانتر بشن و هیچگاه هیچوقت از خدا غفلت نکنی و مغرور نشی*
منم از خدا میخوام بهم لیاقت و توان بده تا برایت همسری خوب و برای دختر دوست
داشتنیمون مادری کامل باشم*
من و دخترم یاس جون
به نام خالق زیباییها
دیروز با یاس کوچولو عمه و شوهر عمه و مادربزرگش رفتیم مسابقات سوار کاری.
یاس جون خیلی بهش خوش گذشت با کمک شوهر عمش که ارادت خاصی بهش
داره سوار شاگ شاک شد.شاگ شاگ (از انواع اسبهای پانی قد کوتاه می باشد)
چند تا عکس قشنگم گرفت.اگر کیفیتش خوب باشه چاپ میکنم میذارم کنار بقیه ی
عکساش*

